عباس اقبال آشتيانى
512
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
المحاكمات بين شارحى الاشارات كه در آن بين امام علامه فخر الدين رازى و خواجه نصير الدين طوسى كه هردو كتاب اشارات و تنبيهات ابو على سينا را شرح كردهاند محاكمه نموده است و بمناسبت همين كتاب است كه قطب الدين رازى را صاحب محاكمات مىگويند . 2 - نويسندگان و مورخين نثر زبان فارسى كه در عهد سامانيان اولين نمونههاى مدون آن به خط عربى ظهور يافته و در دورهء غزنويان و سلاجقه و خوارزمشاهيان بتدريج پخته و از صورت ساده و بىتكلف اولى كمكم خارج و بتقليد از منشئات مصنوع عربى و بر اثر تفنن كتّاب و منشيان دورهء سلجوقى و خوارزمشاهى داخل در مرحلهء تصنع و ظرافتكاريهاى قلمى شده است دنبالهء آن در عهد مغول نيز دوام پيدا كرده و در اين عصر بواسطهء بعضى مقتضيات زمانى توسعهء آن در مقابل نظم فارسى و نثر عربى زيادتر شده است . علل عمدهء ترقى نثر فارسى و كاسد شدن بازار ادبيات عرب در ممالك مشرق دار الخلافهء بغداد نسبت به دورهء آل بويه و غزنويان و سلاجقه در دورهء ايلخانان بقرار ذيل است : 1 - بسط قدرت سلاطين فارسىزبان در آسياى مركزى و هندوستان غربى كه نتيجهء استيلاى متمادى آل افراسياب و خوارزمشاهيان بر حدود كاشغر و فرغانه و تركستان و ماوراءالنهر و سلاطين غور و غلامان ايشان بر هند غربى بوده . در اين نواحى كه ديگر با بغداد و ممالك غربى زبان چندان ارتباطى مستقيم نداشته و در زيردست سلاطين و امرا و عمّال فارسىزبان سر مىكردهاند مردم خواهىنخواهى به فارسى شعر مىگفتند و به اين زبان كتاب مىنوشتهاند چنان كه غير از بعضى ادباى فاضل ذو اللّسانين كمتر كسى در اين ولايات به عربى شعر گفته و صرفنظر از بعضى از كتب علمى كه هنوز تأليف آنها به علت علمى بودن عربى و رعايت سهولت كار اصطلاح و غيره به عربى معمول بوده بقيه تأليفات خود را در رشتههاى ديگر به فارسى نوشتهاند . در ممالك روم و آسياى صغير هم چون آنها را از عهد سلاجقهء بزرگ ببعد غالبا فرزندان يا امرا يا عمال سلاطين ايران اداره مىكردهاند بر اثر نفوذ ايشان زبان فارسى ريشه دوانده و شعرا و نويسندگان و علماى فارسىزبان در آن سرزمين بمدح حكام و